میرزا در سرزمین عجایب
سلام به گلهای تو خونه =( محصل های نمونه (که پایان نامه شون نمونده! :(( )
صدای میرزا رو از اتاق فرفر میشنوید. چهارشنبه که یاسی گفت وااهاای! اتاق 306 (خوابگاه) کثیف شده و غریبه اومده و بالشتک صورتی من گم شده، در طرفه العینی بلیط گرفتم و اومدم اینجا. (برخلاف وبلاگ قبلیم، تمایل دارم دیتیل کمتری بدم.) و دیروز کلا به جمع کردن بخش عمده ای از وسایل خوابگاه گذشت. و دیشب آخر وقت اومدم خونه فرفر اینا.
الانم گفتم قبل اینکه برم سراغ پایان نامه، وبلاگمو چک کنم، ببینم شاید کسی چیزی گذاشته. =)) ولی متاسفانه همونطور که فرفر میگفت، دیگه کسی بلاگ نمیخونه. البته میگفت خودش بازم چک کرده اینجا رو. پس تصمیم گرفتم این پست رو بنویسم، هم به یاد قدیم و روزمره نویسی هام، هم برای اینکه -جاست این کیس- اگر فرفر اومد و خوند، مطلب جدید باشه. (هرچند که خودش الان داره ریلکس میکنه چون یک کوه کار برای تحویل روز 25 ام، منتظرشه =) )
تا درودی دیگر، بدرود.